![]() |
![]() |
|
| عکس - شعر - آهنگ و... |
داغی درسینه دارم جاودانی عمر من مرگی است نامش زندگانی روزها به امید آمدنت زیر پنجره صبر به انتظارایستادم ولی دست تقدیر حکایتی دیگر داشت حکایت یک حقیقت وآن حقیقت کوچ تو بود حقیقتی که هیچوقت فکرش را نمی کردم نه دلم باور این داغ رادیگر نداشت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 9:40 توسط کورش |
|
|
بي تو مهتاب شبي
باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم و خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 16:59 توسط کورش |
|
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره
تا مادرش لیلا دم از مه روی اکبر می زنه بی بی رقیه شونه بر گیسوی اکبر می زنه
زیباترینها دم به دم غرق تماشا شده اند یوسف ها بنده رخ یوسف لیلا شده اند
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره
آمده یوسف با کلاف بر سر بازار علی میگه منم دیوونشم شدم خریدار علی
تا سوی میدان راهی شد به طرف لشگر اومد یکسره دشمن می خونه والله پیغمبر اومد
اگر به هنگام نبرد شجاع و بی همتا بود استاد جنگاوریش عباس دلربا بود
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 17:16 توسط کورش |
|
|
پرسید بخاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم : به خاطر تو بهش گفتم: بخاطر هیچ کس پرسید: پس به خاطر چي زنده هستی؟ با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو با یک بغض غمگین گفتم : به خاطر هیچ چیز ازش پرسیدم: تو به خاطر كی زنده هستی؟ در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 11:33 توسط کورش |
|
|
سلام ای غروب غریبانه ی دل
خداحافظ ای شعر شب های روشن خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای همنشین همیشه
تو را می سپارم به مینای مهتاب
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم دی 1387ساعت 0:25 توسط کورش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق کبوتر.
به خاطر او..... |
|
RSS
|